مدتهاست دلم میخواهد گلستان سعدی را شروع کنم و بخوانم. دوست نداشتم با این اثر خیلی کتابگونه برخورد کنم و صرفا آن را خوانده باشم. با توجه به آشناییای که پیدا کردهام، ترجیحم این بود که آن را مزهمزه کنم و آرام بخوانم.
از طرفی دیگر احساس کردم به دردم نمیخورد که شروع کنم از اول روزنامهای بخوانم و بروم جلو. پس یکی دو باری باز کردم و چند خطی چشیدم و خیلی مزه کرد. حالا تصمیم گرفتم به مرور و نسبت به حال و احوالات خودم هر قدری را که خواندم اینجا بگذارم.
اینگونه هم خودم بهتر و بیشتر متوجهش خواهم شد. هم میتوانم یک مسیر اشتراک شخصیای ایجاد کنم برای انتشار آن. یعنی اینکه یجورایی بشود «گلستانخوانی به سبک خودم» و اینجا همه را یکجا داشته باشم. نمیدانم چقدر بتوانم استمرار آن را حفظ کنم، برای خودم هم محدودیت خاصی ایجاد نخواهم کرد. اما ادامه می دهم.
بابت هشتم: در آدابِ صحبت
هر که با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ِ ایشان در او اثر نکند به فعلِ ایشان متّهم گردد تا اگر به خراباتی رود به نمازکردن، منسوب شود به خمرخوردن.
رقم بر خود به نادانی کشیدی
که نادان را به صحبت برگزیدی
طلب کردم ز دانایان یکی پند
مرا گفتند: با نادان مپیوند
که گر دانای دهری خر بباشی
وگر نادانی، ابلهتر بباشی
گلستان #سعدی