این روزها دلایل گوناگونی وجود دارند که ما نتوانیم برای انجام امور تمرکز کافی داشته باشیم. از تماسهای تلفن همراه (!) تا پیامک و پیام در انواع پیامرسانها و مواردی که در محیط به صورت ذاتی وجود دارند.
خیلی از نکات و لوازم حواس پرتی که جمعشان جمع است. اما وسط همه اینها، اتفاقات یکسال اخیر و جنگی که ما مردم ایران پشت سر گذاشتیم دیگر باعث شده اصلا نتوانیم به راحتی قبل حواسمان را جمع کنیم و متمرکز بشویم که عاملی هم بخواهد پرتش کند!
حالا بعد از پشت سر گذاشتن بسیاری از مشکلات و چیره شدن بر تمام عوامل، زمانی که ما تنها کار نمیکنیم یکسری همکاران نویزی داریم. حالا یا با صدای موبایل، یا با حرف و نظر درباره کلی چیز بیو با ربط به کار باعث حواس پرتی میشوند.
اما چیزی که از نظر من اینجا کمک کننده است؛ حرفهای گر در اصول ساده و اولیه کار است. اگر به کاری که انجام میدهیم تعهد کافی را داشته باشیم و در پایهترین شکل ممکن بتوانیم مسئولیت پذیر باشیم تنها راهی که میماند همین است که به همکارمان بگوییم که نیاز به تمرکز داریم. یا باید آن محل را ترک کند، یا با دهان بسته کنارت باشد.
چیزی که ما ایرانی جماعت عادت به آن نداریم، این است که به یک نفر بگویم «دهنت رو ببند و حواس من را پرت نکن» و این شاید از همان فرهنگ شرقی و تعارفیمان میآید. اما از آسیب زاترین موارد در محل کار است. البته که دارم درباره محیطهای کاری در شرکتهای کوچک و متوسط صحبت میکنم.